العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
624
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
بسر بريم ، زيرا آنها هنگامى كه اعتقاد پيدا كردند ما با آنها مىباشيم ، اسرار خود را به ما مىگويند و از ما چيزى مخفى نمىكنند ، ما به دشمنان آنها اطلاع مىدهيم و آنها هم به آزار و اذيت آنان مشغول مىگردند . ما يهوديان در آن ميان آسوده مىشويم و دشمنان محمد و يارانش در حقيقت به كمك ما خواهند شتافت و آنها را مشغول و مضطرب خواهند كرد ، و ما احتياج پيدا نخواهيم كرد كه با آنها جنگ كنيم و يا از خود دفاع نمائيم . اين يهوديان هنگامى كه با يهوديان ديگر برخورد مىكردند از ايمان به معجزات رسول اكرم صلى اللَّه عليه و إله خوددارى مىنمودند و همه آيات و شواهد را منكر مىشدند ، در اين جا خداوند نيت فاسد آنها را براى رسول خود آشكار كرد و اعتقاد فاسد آنان را اظهار فرمود . خداوند متعال فرمود : اى محمد تو و يارانت كه عبارت از على و آل پاك او باشند طمع داريد كه آنها به شما ايمان بياورند اين يهوديان كه با ديدن معجزات و آيات ناگريز شدند تا به شما اعتقاد پيدا نمايند و در برابر براهين واضحه و دلائل روشن مقهور گردند و ايمان آورند و شما را تصديق كنند . اما آنها هنگامى كه با شياطين خود خلوت مىكنند از حالات شما با آنها سخن مىگويند ، ولى گروهى از اين يهوديان بنى اسرائيل سخنان خداوند را مىشنوند و در طور سينا از اوامر و نواهى خداوند آگاه مىگردند ولى بعد آن سخنان را تحريف مىكنند . آن جماعت هنگامى كه با ساير يهوديان آميزش پيدا مىنمايند ، گفتههاى خدا و پيامبران را جابجا مىكنند و طبق مقاصد خود تفسير و توجيه مىنمايند ، در صورتى كه مىدانند دروغ مىگويند و گفتههاى آنها با حقيقت وفق نمىدهد . بعد از اين خداوند متعال نفاق ديگر آنها را آشكار كرد و آن هنگامى است كه يهوديان با مؤمنان برخورد مىكردند و با سلمان و مقداد و ابو ذر و عمار به گفتگو مىنشستند ، آنها اظهار مىكردند ما هم مؤمن هستيم و به نبوت محمد و امامت على اعتقاد داريم .